ادما وقتی خودشون ت سختی ان نمیتونن ب بقیع ترحم کنن و این حقیقت محضع
برچسب:
نویسنده: آدرین پاکدل
نظرتون چیع بکشین بیرون
من منتظر یع شاهزاده نیسم من میخام خودم شاهزاده ی داستان یکی باشم
برچسب:
نویسنده: آدرین پاکدل
کف دستام پر از سنگ بود
بعد سنگا ک تو زخم بود روش یع لایع پوست بستع بود پر خون مردگی بود
یع قیچی موچین و سوزن برداشتم اول با سوزن پوست رو بلند کرم بعد با موچین دونع دونع سنگارو در اوردم
بعد پوست رو خون مردگی هارو سوراخ کردم فشارشون دادم تا لختع خونا بیاد بیرون
کف دو دستم هم اینجوری بود اگ بلد نبودم با دو دست کار کنم نمد چ میکردم
بتادینو خالی کردم رو دستام قشنگ تا عمق وجودم حسش میکردم
این فقع دستام بود زانوم ک ب فاعک رفت شلوارمم پارع شد
برچسب:
نویسنده: آدرین پاکدل
خب داستان پست قبل
امروز تست دو 540 متر داشتیم
دو قدم موندع بود ب پایان یهو یکی داد زد اشی چ خوب میدوعع همونموقع کسی ک کنارم بود پیچید جلوم پاهامون ت هم گرع خورد:/من با مخ رفتم ت زمین
حالو رکوردم بد نشد
معلم ورزش نمیدونست چ کنع هی میگفتم باو من عادت درم میگف ن بیا فلان کنم بیسار کنم
برچسب:
نویسنده: آدرین پاکدل
برچسب:
نویسنده: آدرین پاکدل
برچسب:
نویسنده: آدرین پاکدل
امیر:الو سلام خوبم.ن مامان....ارع خوب بود
مامانش:کجایی؟
امیر:خونع
مامانش:کی پیشتع؟
امیر:اشکان
مامانش:اشکان! اشکان! خیلی با اشکان میپلکیا چیع عاشقش شدی؟؟؟؟
امیر:اعوذوبالله مامااان وی جاست فرند(پشماش ریختععع بودااا منم هر هر میخندیدم)
مامانش قطع میکنع و من زل میزنم ت چشای امیر
نگاهش....خیلی گنگ بود!
برچسب:
نویسنده: آدرین پاکدل
امیر:اشکان؟
من:جونم؟
امیر:ت قرارع همیشع تام بوی بمونی؟؟
من:این چ سوالیع ناموسن امیر؟ت دی چرو؟
امیر:اوم اوک اوک همیطوری پرسیدم
برچسب:
نویسنده: آدرین پاکدل
برچسب:
نویسنده: آدرین پاکدل